تبليغاتX
تو که نیستی پس چی میشه سرنوشت دل عاشق
x


نرو

پرستو ها همه رفتند

همه عاشق دلان بار سفر بستند

درون خانه بیگانگان جایی پیدا نیست

نمی دانم بهاری هست

نمی دانم صدایی هست

نرو...


+ نوشته شده در ساعت 18:36  توسط PeGaH  | 



برای روشنایی است

که می نویسم

اگر همیشه

و همه جا

تاریک بود

هرگز نمی نوشتم...


+ نوشته شده در ساعت 18:27  توسط PeGaH  | 


شاخه با ریشه ی خود حس غریبی دارد

باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد

غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست دگر

با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد

خاک کم آب شده مثل کویری تشنه

شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد

...
+ نوشته شده در ساعت 18:23  توسط PeGaH  | 



تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها

که سر به صخره گذارد و

غریبی و پاکی

تو را از آتش طوفان به سینه می فشرم

عجب سعادت غمناکی...
+ نوشته شده در ساعت 18:17  توسط PeGaH  | 



کاش ما هم سهمی از لبخند باران داشت

یک سبد خورشید بر بام جهان می کاشتیم

کاش رودی از کنار خانه ما می گذشت

یک بغل گیلاس از چشمه بر می داشتیم

کاش در غمگین ترین راه عبور از سرنوشت

خنده ها را روی داغ سینه می انباشتیم

یا به آسانی دروغ مردمان چشم را

مثل چشم آینه صادق نمی انباشتیم

کاش هنگام فرود از قله های زندگی

یادگاری پرچمی بر قله می انباشتیم

+ نوشته شده در ساعت 20:19  توسط PeGaH  |