با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست
انگاری هیچ چیزی مرهم واسه این زخمای تن نیست
من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی
رفتی بی من ولی انگار هر جا میرم تو باهامی
رفتی گفتی خاطراتت جای من واست میمونه
کاشکی بودی و میدیدی دلم از دوریت میخونه
کاش انقد دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه
کاش دلت سنگی نبودو دل من مثل یه شیشه
کاش فقط یه روز دیگه بی تو من دووم بیارم
تا بتونم بازم عشقم تو رو چشام بذارم